معماری
خانه » بایگانی برچسب: اشعار عرفانی و عاشقانه

بایگانی برچسب: اشعار عرفانی و عاشقانه

نخستین باده کاندر جام کردند – شعری از فخرالدین عراقی

نخستین باده کاندر جام کردند ز چشم مست ساقی وام کردند چو با خود یافتند اهل طرب را شراب بیخودی در جام کردند ز بهر صید دلهای جهانی کمند زلف خوبان دام کردند به گیتی هرکجا درد دلی بود بهم کردند و عشقش نام کردند جمال خویشتن را جلوه دادند به یک جلوه دو عالم رام کردند دلی را تا …

ادامه نوشته »

من مست می عشقم هشیار نخواهم شد- شعری از فخرالدین عراقی

من مست می عشقم هشیار نخواهم شد وز خواب خوش هستی بیدار نخواهم شد امروز چنان مستم از باده ی دوشینه تا روز قیامت هم هشیار نخواهم شد تا هست ز نیک و بد در کیسه ی من نقدی در کوی جوانمردی عیّار نخواهم شد آن رفت که می رفتم در صومعه هر باری جز بر در میخانه این بار …

ادامه نوشته »

رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را – شعری از سیف فرغانی

رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را تا کی کنیم بی تو صبری که نیست ما را بازآ که عاشقانت جامه سیاه کردند چون ناخن عروسان از هجر تو نگارا! ای اهل شهر ازین پس من ترک خانه گفتم کز ناله‌های زارم زحمت بود شما را از عشق خوب رویان من دست شسته بودم پایم به گل فرو شد …

ادامه نوشته »

یاران ز چه رو رشته الفت بگسستند – شعری از تورج نگهبان

یاران ز چه رو رشته الفت بگسستند عهدی که روا بود دگر باره نبستند آن نادِمکان از سر اندیشه ندیدند کاین بی خردان حرمت انسان بشکستند ما را دگر از طعنه دشمن گله ای نیست کان عهد که بستیم رفیقان بشکستند افسوس همه سلسله داران بغنودند وآن یکه سواران همه از پا بنشستند ای قافله سالار کجائی که ببینی دزدان …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس