معماری
خانه » بایگانی برچسب: ادبیات

بایگانی برچسب: ادبیات

ما چون دو دریچه روبروی هم – مهدی اخوان ثالث

ما چون دو دریچه روبروی هم آگاه ز هر بگو مگوی هم هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آینده دیگر دل من شکسته و خسته است زیرا یکی از دریچه ها بسته است نه بخت فسون نه چرخ جادو کرد نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد

ادامه نوشته »

شاطر عشق – شاطرعباس صبوحی

من اگر رندم و قلّاشم، اگر درویشم هر چه ام، عاشق رخسار تو کافر کیشم دست کوتاه از آن زلف درازت نکشم گر زند عقرب جرّاره، هزاران نیشم خواهمت تا که شبی تنگ در آغوش کشم چه غمم گر خطری صبح درآید پیشم دشت، آراسته از لاله رخان، دوش به دوش من بیچاره گرفتار خیال خویشم دل ز عشق رخت …

ادامه نوشته »

کاش که من بال و پری داشتم – محمدابراهیم باستانی پاریزی

کاش که من بال و پری داشتم جانب کویش گذری داشتم آتش عشقش چو بجانم فتاد سوخت اگر بال و پری داشتم میزدم آتش به نهال حیات گر نه امید ثمری داشتم گلشن حسن تو ، که شاداب باد منهم از آن چشم بری داشتم رفتی از این شهر و نگفتی که من شیفته ی در بدری داشتم دل به …

ادامه نوشته »

قصه ما – حمید مصدق

من به خود می‌گویم: «چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد؟» با من اکنون چه نشستن‌ها، خاموشی‌ها، با تو اکنون چه فراموشی‌هاست. چه کسی می‌خواهد من و تو «ما» نشویم خانه‌اش ویران باد! من اگر «ما» نشوم، تنهایم تو اگر «ما» نشوی، ـ خویشتنی از کجا که من و تو شور یکپارچگی را در شرق …

ادامه نوشته »

نشانی – مرتضی ممیز

من سهراب سپهری نقاش را بیشتر می شناسم. سپهری شاعر را هم خوب می شناسم سپهری شاعر همان سپهری نقاش است و در تابلو های او نسیم کلماتش پرپر می زند. حرف هایم، مثل یک تکه چمن روشن بود. من به آنان گفتم: که اگر در بگشایید، به رفتار شما می تابد ولی من سپهری نقاش را خوب می شناسم. …

ادامه نوشته »

نوشته‌های مرتضی ممیز – در ظرافت و زیرکی اشارات

ما زیرکی را دوست داریم، ما ایرانی ها، تیز هوشی و تیز بینی توام با پاکدلی را زیرکی می گوییم زبلی چیزی دیگری است، مرحله بعد جلبی است، مرحله بعدی سیاستمداری است. همین طور تا اخر کم کم اطمینان ما به صاحبان این صفات کم و کمتر می شود و میزان صداقت آن ها هم همین طور. ما زیرکی را …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس